شهید قریشی: خدایا برایم ننگ است که شهادت همرزمانم را ببینم و به مرگ طبیعی بمیرم

 

سید جمال قریشی متولد روستای برغان از شهرستان کرج در خانواده ای مذهبی و ولایی بود .

عشق به امام و ولایت از همان سال های نخست تولد و در دوران کودکی او را مداح اهل بیت عصمت و طهارت قرار داد.

سیدجمال از دوران کودکی در وصف سید و سالار شهیدان و دیگر ائمه اطهار مداحی کرده و با صدای ماندگارش دلها را زائر حرم باصفای امام حسین (ع) می کرد.

با شروع نهضت امام خمینی سیدجمال در زمره یاران قسم خورده و ثابت قدم انقلابی قرار گرفت با آنکه هشت سال بیشتر از سنش نمی گذشت اما رشادت، شجاعت و عشق به ولایت اورا در مسیر ثابت قدم نگه می داشت.

ترس در او راهی نداشته و هیچ چیز و هیچ کس یارای آن را نداشت که وی را از هدفش و از دفاع از ارزشهای انقلابی اش منع کند.

با شروع جنگ تجمیلی سیدجمال همچون هزاران عاشق و دلسوخته انقلاب و امام رهسپار جبهه ها شد تا وظیفه خود در قبال آب و خاک وطن را نیز به بهترین شکل ادا کند او حالا یک بسیجی متعهد و استوار در هدف بود که با لباسی مقدس به حماسه آفرینی در برابر دشمن می شتابد.

سیدجمال با عضویت در لشکر 10 سیدالشهدا با شور و اشتیاقی وصف ناپذیر در جبهه های حق علیه باطل می جنگید تا تاریخ شاهد حماسه افرینی ها و رشادت های او و همرزمانش باشد.

سیدجمال که با آرزوی شهادت راهی جبهه شده بود سرانجام در عملیات کربلای 1 در سال 65 شهد شیرین شهادت را نوشید و ار آنجا که همواره در مداحی هایش از مطلومیت سید و سالار شهیدان گفته بود، دنباله رو خط امام حسین در دفاع از ارزشهای اسلامی و انقلابی مظلومانه و معصومانه از این دنیای فانی رخت بربست.

سیدجمال شهادت را آرزو، خواست و هدف خود می دانست و بارها و بارها در خفا و نهان آن را از پروردگار خود طلب کرده بود.

او در فرازهایی از وصیت نامه خویش آورده است:

ای خدای بزرگ! خود می دانی که تنها آرزویم چیست. خدایا! دلم برای شهادت خیلی تنگ شده است. خدایا! برای من ننگ است که این همه شهدا را دیدم و بخواهم در بستر با مرگ طبیعی از دنیا بروم. برای من، خالقا! ننگ است که دوستانم، همرزمانم با فیض شهادت در صف انبیاء و شهدای کربلای حسین (ع) قرار بگیرند و من در بستر بمیرم.

خانواده قریشی چهار شهید در راه دفاع از اسلام و انقلاب نثار کرده و امروز خوشنود و راضی است که خون های جاری در رگ جوانان قریشی و امثال آنها امنیت ، آرامش و اقتدار امروز میهن را رقم زده است.

پدر خانواده قریشی به خود می بالد که فرزندش نه تنها خود آرزوی شهادت دارد بلکه در دلنوشته های خود خطاب به پدر می گوید:

پدرجان! اگر برادرت و برادرزاده‌ات و دو فرزندت شهید شدند، مبادا اگر برادرانم خواستند به جبهه بروند مانع شوی، اگر تمام  فرزاندانت شهید شوند باید همه به جبهه بروند و اسلام را در تمامی دنیا سرافراز کنند.

سید علی اکبر قریشی برادر شهید سیدجمال در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص برادر شهیدش می گوید: سیدجمال بارها در جبهه ها مجروح و زخمی شد اما جانبازی هدف و خواست او نبود و او از پروردگارش شهادت طلب کرده بود.

وی افزود: او بارها مجروح شد اما حتی با پای شکسته به جبهه بر میگشت و همپای دیگر رزمندگان دفاع می کرد.

برادر شهید قریشی گفت: در عملیات والفجر 8 برادرمان سیدعباس به درجه رفیع شهادت نائل آمد و در مراسم تشیع او سیدجمال مداحی می کرد و مدام تکرار می کرد که سید عباس یادت باشد در شهادت از من پیشی گرفتی.

سیدعلی اکبر قریشی در خصوص ازدواج سیدجمال می گوید: او معتقد بود باید سنت حسنه رسول خدا را به جا آورد از این رو با لباس سپاه سر سفره عقد نشست و بلافصله بعد از ازدواج به جبهه بازگشت.

برادر شهید قریشی خاطره ای از برادر نقل می کند و می گوید: سیدجمال می گفت: در یکی از عملیات ها تعدادی از همرزمانم اسیر شدند همانجا نذر سفره ابولفضل کردم تا آقا قمر بنی هاشم یاری کند نیروهایم را از دل آتش و اسارت دشمن برهانم.

وی گفته: ناگاه مسیری به سمت نیروهای خودی روشن شد و من با پای مجروح بدون آنکه کوچکترین دردی احساس کنم نیروهایم را آزاد کردم.

سیدعلی اکبر قریشی می گوید: آن زمان رسم بر این بود که فرماندهان قبل از عملیات به دیدار مسئولان عالی رتبه می رفتند.
سیدجمال در دیدار با حضرت آیت الله خامنه ای به مدیحه سرایی پرداخته و بعد از آن رهبر خطاب به سیدجمال می گوید خیلی زیبا می خوانی

رهبر خطاب به یکی از سرداران می گویند: مواظب این سید باشید مبادا شهید شود و سیدجمال با اندوه می گوید آقا این چه دعایی است در حق من می کنید؟

 رشادت های دیروز شهیدانی چون قریشی آرامش و امنیت امروز ما را رقم زده و امروز همه ما باید در ادای حق ایشان از آرمانها و اهداف انقلابیشان دفاع کنیم.
خاطرات و وصف رشادت های شهدای هشت سال دفاع مقدس هر یک دنیایی از کلمات را می طلبد و بی شک کلمات، جملات و روایات در بیان حماسه آفرینی های آنها قاصر است اما آنچه باعث می شود این مطالب را نوشته و تکرار کنیم آن است که یادمان باشد فرهنگ ایثار و شهادت را در جامعه زنده نگه داریم تا ما نیز سربلندی و اقتدار کشورمان را برای آیندگان به میراث بگذاریم.
 

شهید قریشی: خدابا برایم ننگ است که شهادت همرزمانم را ببینم و به مرگ طبیعی بمیرم

 

سید جمال قریشی متولد روستای برغان از شهرستان کرج در خانواده ای مذهبی و ولایی بود و عشق به امام و ولایت از همان سال های نخست تولد و در دوران کودکی او را مداح اهل بیت عصمت و طهارت قرار داد.

سیدجمال از دوران کودکی در وصف سید و سالار شهیدان و دیگر ائمه اطهار مداحی کرده و با صدای ماندگارش دلها را زائر حرم باصفای امام حسین (ع) می کرد.

با شروع نهضت امام خمینی سیدجمال در زمره یاران قسم خورده و ثابت قدم انقلابی قرار گرفت با آنکه هشت سال بیشتر از سنش نمی گذشت اما رشادت، شجاعت و عشق به ولایت اورا در مسیر ثابت قدم نگه می داشت.

ترس در او راهی نداشته و هیچ چیز و هیچ کس یارای آن را نداشت که وی را از هدفش و از دفاع از ارزشهای انقلابی اش منع کند.

با شروع جنگ تجمیلی سیدجمال همچون هزاران عاشق و دلسوخته انقلاب و امام رهسپار جبهه ها شد تا وظیفه خود در قبال آب و خاک وطن را نیز به بهترین شکل ادا کند او حالا یک بسیجی متعهد و استوار در هدف بود که با لباسی مقدس به حماسه آفرینی در برابر دشمن می شتابد.

سیدجمال با عضویت در لشکر 10 سیدالشهدا با شور و اشتیاقی وصف ناپذیر در جبهه های حق علیه باطل می جنگید تا تاریخ شاهد حماسه افرینی ها و رشادت های او و همرزمانش باشد.

سیدجمال که با آرزوی شهادت راهی جبهه شده بود سرانجام در عملیات کربلای 1 در سال 65 شهد شیرین شهادت را نوشید و ار آنجا که همواره در مداحی هایش از مطلومیت سید و سالار شهیدان گفته بود، دنباله رو خط امام حسین در دفاع از ارزشهای اسلامی و انقلابی مظلومانه و معصومانه از این دنیای فانی رخت بربست.

سیدجمال شهادت را آرزو، خواست و هدف خود می دانست و بارها و بارها در خفا و نهان آن را از پروردگار خود طلب کرده بود.

او در فرازهایی از وصیت نامه خویش آورده است:

ای خدای بزرگ! خود می دانی که تنها آرزویم چیست. خدایا! دلم برای شهادت خیلی تنگ شده است. خدایا! برای من ننگ است که این همه شهدا را دیدم و بخواهم در بستر با مرگ طبیعی از دنیا بروم. برای من، خالقا! ننگ است که دوستانم، همرزمانم با فیض شهادت در صف انبیاء و شهدای کربلای حسین (ع) قرار بگیرند و من در بستر بمیرم.

خانواده قریشی چهار شهید در راه دفاع از اسلام و انقلاب نثار کرده و امروز خوشنود و راضی است که خون های جاری در رگ جوانان قریشی و امثال آنها امنیت ، آرامش و اقتدار امروز میهن را رقم زده است.

پدر خانواده قریشی به خود می بالد که فرزندش نه تنها خود آرزوی شهادت دارد بلکه در دلنوشته های خود خطاب به پدر می گوید:

پدرجان! اگر برادرت و برادرزاده‌ات و دو فرزندت شهید شدند، مبادا اگر برادرانم خواستند به جبهه بروند مانع شوی، اگر تمام  فرزاندانت شهید شوند باید همه به جبهه بروند و اسلام را در تمامی دنیا سرافراز کنند.

سید علی اکبر قریشی برادر شهید سیدجمال در گفتگو با خبرنگار مهر در خصوص برادر شهیدش می گوید: سیدجمال بارها در جبهه ها مجروح و زخمی شد اما جانبازی هدف و خواست او نبود و او از پروردگارش شهادت طلب کرده بود.

وی افزود: او بارها مجروح شد اما حتی با پای شکسته به جبهه بر میگشت و همپای دیگر رزمندگان دفاع می کرد.

برادر شهید قریشی گفت: در عملیات والفجر 8 برادرمان سیدعباس به درجه رفیع شهادت نائل آمد و در مراسم تشیع او سیدجمال مداحی می کرد و مدام تکرار می کرد که سید عباس یادت باشد در شهادت از من پیشی گرفتی.

سیدعلی اکبر قریشی در خصوص ازدواج سیدجمال می گوید: او معتقد بود باید سنت حسنه رسول خدا را به جا آورد از این رو با لباس سپاه سر سفره عقد نشست و بلافصله بعد از ازدواج به جبهه بازگشت.

برادر شهید قریشی خاطره ای از برادر نقل می کند و می گوید: سیدجمال می گفت: در یکی از عملیات ها تعدادی از همرزمانم اسیر شدند همانجا نذر سفره ابولفضل کردم تا آقا قمر بنی هاشم یاری کند نیروهایم را از دل آتش و اسارت دشمن برهانم.

وی گفته: ناگاه مسیری به سمت نیروهای خودی روشن شد و من با پای مجروح بدون آنکه کوچکترین دردی احساس کنم نیروهایم را آزاد کردم.

سیدعلی اکبر قریشی می گوید: آن زمان رسم بر این بود که فرماندهان قبل از عملیات به دیدار مسئولان عالی رتبه می رفتند.
سیدجمال در دیدار با حضرت آیت الله خامنه ای به مدیحه سرایی پرداخته و بعد از آن رهبر خطاب به سیدجمال می گوید خیلی زیبا می خوانی

رهبر خطاب به یکی از سرداران می گویند: مواظب این سید باشید مبادا شهید شود و سیدجمال با اندوه می گوید آقا این چه دعایی است در حق من می کنید؟

 رشادت های دیروز شهیدانی چون قریشی آرامش و امنیت امروز ما را رقم زده و امروز همه ما باید در ادای حق ایشان از آرمانها و اهداف انقلابیشان دفاع کنیم.
خاطرات و وصف رشادت های شهدای هشت سال دفاع مقدس هر یک دنیایی از کلمات را می طلبد و بی شک کلمات، جملات و روایات در بیان حماسه آفرینی های آنها قاصر است اما آنچه باعث می شود این مطالب را نوشته و تکرار کنیم آن است که یادمان باشد فرهنگ ایثار و شهادت را در جامعه زنده نگه داریم تا ما نیز سربلندی و اقتدار کشورمان را برای آیندگان به میراث بگذاریم.
 


نظرات

نظر خود را اضافه کنید.

ارسال نظر به عنوان مهمان

0